تبليغاتX
بشنو حدیث بنده که این رای بهتر است...

چيز غريبي است مدلسازي را مي گويم. همه چيز را مي توان مدل كرد جز زندگي، هر روندي را مي توان تا حدودي پيش بيني كرد جز روند زندگي انسان را. حتي خود شخص هم نمي تواند مسير آينده خود  و آينده خود را پيش بيني كند. و يك سوال: آيا مي توان از مسيري كه ما را از گذشته به حال آورده مسيري كه قرار است ما را به آينده ببرد تعيين و يا پيش بيني كرد؟ اگر امكانش باشد ارزش خاطرات و گذشته‌ي انسان بيش از پيش مشخص مي شود و البته اهميت ثبت خاطرات. ثبت خاطرات تنها ثبت آمد و شدها و وقايع روزمره و حوادث زندگي نيست بلكه ثبت حالات دروني و مخاطرات را نيز شامل مي شود. چه خوب است كه انسان گذشته‌ي خود را هميشه مد نظر داشته بشد و عالمانه و بدون تعصب خود را در گذشته نقد كند.

مي ترسم، از اين مي ترسم كه نهال شخصيت و تفكرات من درختي شده باشد كه ديگر نتوان تكانش داد. بايد پذيرفت كه تغيير بسيار سخت صورت مي پذيرد و غالب اوقات انسان در تغيير خود عاجز مي ماند گاهي هم زورش نمي رسد. اما روزگار بي آنكه بدانيم ما را تغيير مي دهد مانند آبي كه در گذر ايام سنگي را شكل مي دهد و افسوس كه نمي توان روزگار را در جهت تغير درست و اصولي خود سوق دهيم و البته غالبا در مقابل تغيير مقاومت مي كنيم و دوست داريم خودمان باشيم و ديگران ما را همانطور كه هستيم بپذيرند اما افسوس و صد افسوس كه اي كاش يك سوزن به خود مي زديم و يك جوال دوز به مردم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 20:54  توسط عبید  |