|
ایا ای محمود کشورگشای |
ز من گر نترسی، بترس از خدای... | |
|
که بددین و بدکیش خوانی مرا |
منم شیر نر، میش خوانی مرا... | |
|
یکی بندگی کردم ای شهریار |
که ماند ز تو در جهان یادگار | |
|
چو بر باد دادند گنج مرا |
نبُد حاصلی سی و پنج مرا | |
|
اگر شاه را، شاه بودی پدر |
به سر برنهادی مرا تاج زر | |
|
و گر مادر، شاهبانو بدی |
مرا سیم و زر تا به زانو بدی | |
|
پرستار زاده نیاید به کار |
وگرنه چند دارد پدر شهریار |
|
خوش است قدر شناسی که چون خمیده سپهر |
سهام حادثه را عاقبت کند قوسی | |
|
برفت شوکت محمود، در زمانه نماند |
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی |